ماه اول زندگي
چند روز اول تولدت رو درگير زردي بوديم ولي از اونجايي كه من باتجربه تر شده بودم در ارامش بيشتر تونستم اون روزا رو سپري كنم
٤ شب زير مهتابي بودي و ابجي يكتا بيشتر از همه برات غصه خورد و اشك ريخت
هربار رفتيم ازمايش كلي دعا كرد زرديت پايين باشه و ديگه لازم نباشه بري زير دستگاه
با اينكه ابجي هنوز خيلي سنش كم بود و همه فكر ميكردن ممكنه حسادت كنه ولي اون عاشق تو بود از نگاه كردن و بغل كردنت سير نميشد
از همون روز اول حس زيباي خواهرانه بينتون بود و از ديدنتون لذت ميبردم








اولين باري كه لبخند روي لبهاي قشنگت اومد توسط خاله ثبت شد

اولين بار حمام كردنت در ٥ روزگي

وقتي روز عيد قربان بابا مهرداد و باباجون برات قربوني كردن

عيد قربان و عيدي از دستاي مهربون بابا جون خليل

اولين سالگرد ازدواجي كه چهار نفره بوديم
١٨ تير ١٤٠١ يازدهمين سالگرد ازواج من و بابا مهرداد وقتي حضور تو زندگيمون رو قشنگ تر كرده بود

٢٤ تير روز واقعي تولد ابجي رستوران رز گلد


عكس يك ماهگي

يك ماهه كه اومدي و شدي عسل زندگيمون
اين روزا با حضورت گرمي بخش خونمون شدي جان دلم
تو اميد رو به جان ما هديه بخشيدي
با ارامشت ارامش رو بيشتر از قبل بهمون هديه دادي
يك ماهگيت مبارك







٤ شب زير مهتابي بودي و ابجي يكتا بيشتر از همه برات غصه خورد و اشك ريخت
هربار رفتيم ازمايش كلي دعا كرد زرديت پايين باشه و ديگه لازم نباشه بري زير دستگاه
با اينكه ابجي هنوز خيلي سنش كم بود و همه فكر ميكردن ممكنه حسادت كنه ولي اون عاشق تو بود از نگاه كردن و بغل كردنت سير نميشد
از همون روز اول حس زيباي خواهرانه بينتون بود و از ديدنتون لذت ميبردم








اولين باري كه لبخند روي لبهاي قشنگت اومد توسط خاله ثبت شد

اولين بار حمام كردنت در ٥ روزگي

وقتي روز عيد قربان بابا مهرداد و باباجون برات قربوني كردن

عيد قربان و عيدي از دستاي مهربون بابا جون خليل

اولين سالگرد ازدواجي كه چهار نفره بوديم
١٨ تير ١٤٠١ يازدهمين سالگرد ازواج من و بابا مهرداد وقتي حضور تو زندگيمون رو قشنگ تر كرده بود

٢٤ تير روز واقعي تولد ابجي رستوران رز گلد


عكس يك ماهگي

يك ماهه كه اومدي و شدي عسل زندگيمون
اين روزا با حضورت گرمي بخش خونمون شدي جان دلم
تو اميد رو به جان ما هديه بخشيدي
با ارامشت ارامش رو بيشتر از قبل بهمون هديه دادي
يك ماهگيت مبارك







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه اول زندگي
