روز قشنگ تولدت
و بالاخره خيلي غير منتظره حدود ١٠ روز زودتر از تاريخي كه بهم داده بودن روز ٢٦ خرداد ١٤٠١ قدم روي چشمام گذاشتي و اومدي تا كلي روزاي قشنگ برامون بسازي اسمت رو همتا گذاشتيم اميدوارم كه سعادتمند باشي دختركم زحمت بدنيا اومدن تو رو مثل ابجي يكتا دكتر هاشمي كشيدن و از داراب براي عمل من اوندن شيراز روز تولدت خاله فهيمه هر دوتا ي مامان جون و بابا جونا حضور داشتن . استرس زيادي داشتم برا تنهايي ابجي يكتا وقتي كه قرار بود براي اولين بار شب تنهاش بزارم ولي حضور صبا جون و خاله فهيمه و خاله نيلوفر مشكل رو حل كرد صبوري و متانتت رو همون شب اول نشون داديراحت و اروم خوابيدي ال...





